ღ♥...عشـــق و زنـدگـــی...ღ♥

در دلم تنهاییم را پنهان میکنم ، در سکوتم حرف های نگفته ام را ، و در لبخندم غصه هایم را

پدرم میگفت:

محبتت را به برگ ها سنجاق مزن

که باد با خود می بَرد...

محبتت را به آب جویی بریز

که با ریشه ها عجین شود...

ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...

                              

                          مادرم میگفت:

                          پروانه ی محبتت را

                          به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...

                          محبتت را به خانه ی دلی بنشان

                          که خیال بیرون شدن ندارد...


                                                   و یاد معلمم بخیر...

                                                   هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:

                                                   نقطه سر خط...

                                                   مهربان تر از خودت

                                                   با دیگران باش...






                                  "زندگی "کوتاه تر از آنست که به خصومت بگذرد …
                                 

و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند…!

                                   آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند
                               

   و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود…

                                   فردا خورشید "طلوع "خواهد کردحتی اگر "ما" نباشم….



                                                                  "عشـق و زندگــــــی"




نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت 12:8 توسط عشـــق و زنـدگــی|


زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
زندگی، طعــم خوش زیستن است ، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است ، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به ، كه چقدر شیـــرین است.
زندگی،خاطره یک شب خوش ، زیر نورمهتاب ، روی یک نیمکت چوبی سبز ، ثبت درسینه است.
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.
زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد ، رنگ خوبــــی دارد.

 
 


 
نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲ساعت 19:59 توسط عشـــق و زنـدگــی|



کمترین فاصله از

دشمنی تا دوستی ، یک “لبخند”

از توقف تا پیشرفت ، یک “حرکت”

از عداوت تا صمیمیت ، یک “گذشت”

از شکست تا پیروزی ، یک “شهامت”

از عقبگرد تا جهش ، یک “جرأت”

از نفرت تا علاقه ، یک “محبت”

از صلح تا جنگ ، یک “جرقه”

از آزادی تا زندان ، یک “غفلت”

و از جدایی تا پیوند ، یک “قدم” است


" عشـــق و زنـــدگی "


نه تو میمانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی ،

به حباب لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت ،

غصه هم خواهد رفت ، آنچنانیکه فقط خاطره ها خواهد ماند ،

لحظه ها عریانند ، به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز



http://beroozkade.ir/wp-content/uploads/2013/11/beroozkade-5.jpg



نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ساعت 14:6 توسط عشـــق و زنـدگــی|


گاهی برو … گاهی بمان … گاهی بخند …

گاهی گریه کن … گاهی حرف بزن … گاهی فریاد بزن …


گاهی قدم بزن … گاهی سکوت کن …گاهی رها شو …


گاهی ببخش … گاهی یاد بگیر … گاهی سفر کن …


گاهی اعتماد کن … گاهی بازی کن … گاهی فراموش کن …


گاهی زندگی کن … گاهی باور کن …


گاهی بزرگ باش … گاهی کوچک باش …


گاهی چتر باش … گاهی باران باش …


گاهی شب باش … گاهی مرد باش ...


گاهی فرشته باش … گاهی سیلی بزن …


گاهی سوال … گاهی جواب …


گاهی دریا … گاهی برکه …


گاهی همه چیز … گاهی هیچ چیز …


اما همیشه … همیشه انسان باش ….!



پـــــ . ن :

ایمان یعنی باور داشتن .

ایمان یعنی من تمام آنچه را که می توانم انجام میدهم و

یقین دارم خداوند بهترین نتیجه رو برام در نظر گرفته .

ایمان یعنی اعتماد ، حتی اگه اون نتیجه ای نباشه که ما منتظرش بودیم .

بی هیچ ترسی ، نگرانی ، دلهره ای .

اگه نشه ، اگه نتونم ، اگه … نداریم !

و این یعنی آرامش …

                                         ***  من براتون این آرامش را آرزو دارم  ***


نوشته شده در چهارشنبه ۲ بهمن۱۳۹۲ساعت 12:52 توسط عشـــق و زنـدگــی|


منو جون پناه خودت کن برو

بزار پای این آرزوم وایستم

به هرکی بهم گفت ازت رد شده

قسم میخورم من خودم خواستم

منو جون پناه خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری ، توبالا نری من زمین میخورم

درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیم

ببین بعد یک عمر پرپر زدن،چه جای بدی عاشق هم شدیم

برای تو مردن شده آرزوم

یه حقی که من دارم از زندگیم

نگاه کن تو این برزخ لعنتی

چه مرگی طلب کارم از زندگی

به هرجا رسیدم به عشق تو بود

کنار تو هرچی بگی داشتم

ببین پای تاوان عشقم به تو

عجب حسرتی تو دلم کاشتم

اگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی برو

تو این نقطه از زندگی مرگ هم ، نمیتونه از من بگیره تورو


 پ.ن : بعضی چیزا فراموش نمیشه حتی اگه  بخوای که فراموش کنی

 : بعضی حرفا از خاطر آدم نمیره حتی اگه آلزایمر بگیری

 : این حرف درسته که ، فقط میشه خاطراتو کمرنگ کرد نه از یاد بُرد

 : خاطراتی که یه روزی برات بهترین لحظاتو ساختن نمیشه از یاد بُرد

 : زندگی همینه یه روز میادو با کلی لحظات خوش

 : و یه روزم اون لحظات دیگه تکرار نمیشه و میشه یه خاطره

 : خاطراتی که همیشه به یادت میاد و نمیدونی از یادآوریش شاد بشی یا ناراحت

 : دوستان عزیزم امیدوارم که همیشه لبتون خندون و دلتون شاد و بی غصه باشه ...

                                                                                                         " الهی آمین "




نوشته شده در سه شنبه ۱۷ دی۱۳۹۲ساعت 23:9 توسط عشـــق و زنـدگــی|


از دوست داشتن نه

از دوست داشته شدن زیاد، گاهی می ترسم ..

از درماندگی احساس خویش

برای جبران مهربانی های مشروط، می ترسم..

از وابستگی دل های ناشکیب

برای لحظه های تلخ و ناگزیر وارهیدن می ترسم..

از دلبستگی های سخت پر از نیاز ،

و از دل کندن های آسان روزهای بی نیازی، می ترسم ..

از دلتنگی های همیشگی خودم نه

از دلتنگی های گاه و بی گاه دیگران، همیشه می ترسم..

من عشق را ، دوست داشتن را ..

بی توقع ، بی بهانه ، بی ترحم ، بی ترس ، دوست تر می دارم …

و تو باور کن که من دلتنگم .. دلتنگ تر از همیشه ... حتی دلتنگ تر از تـــــــو ...



یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد

یک دست می تواند یاریگر یک انسان باشد

یک واژه می تواند بیانگر هدف باشد

یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد

یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد

یک امید می تواند رافع روحتان باشد

یک نوازش می تواند راوی مهرتان باشد

یک زندگی می تواند خالق تفاوت باشد

بیایید همگی سعی کنیم این روزها

آن "یک" باشیم.



زندگی زیباست، تماشاییست!

چرا زیبا نمی بینیم؟

چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟

چرا با هم نمی خندیم؟

مگر دنیا چه کم دارد؟

ببین این آسمان آبی ست

ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست

و خوبی تا ابد پاینده می ماند…

تو باور کن

همین کافیست…!






نوشته شده در شنبه ۱۴ دی۱۳۹۲ساعت 19:8 توسط عشـــق و زنـدگــی|

امروز، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالاى این بناى شهیر ،

کبوترى نیست که نالان نباشد .

بر بالاى این بناى غریب ، 

آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است ...

سلام دوستان عزیزم امروز حــــرم بودم جاتون خالی ،

همه تونو دعا کردم و این عکس ها هم خودم گرفـــتم ،

هر چند خیلی مشکل بود چون نمیزارن از ضریح عکس بگیری ، ببینن گوشی تو میگیرن .

منم ، هم برای ایام شهادت و هم برای شما گرفتم اگه واضح نیست ...

بنده رو عفو بفرمایید ... التماس دعا


0102.jpg

دلم کبوترصحن ورضاست سودایم
دلم خوشست که ازمن رضاست مولایم

حسن شاه دین شرف بخشید ملک طوس را
شمع، آرى میکند روشن دل فانوس را

دیده را گفتم که این روشندلى از چیست؟ گفت:
طوطیاى خویش کردم خاک شاه طوس را

از براى خاکروبى درش روح الامین
در کف خود هر سحر گیرد پر طاووس را

اى که در اسماء اعظم عمر خود کردى تلف
در خراسان آى وبنگر مظهر قدوس را


0104.jpg


اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف !

ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم

و چشم هاى آغشته به رازمان را به ضریح تو دوخته ایم .

ما را از سقاخانه لطفت سیراب کن .





شهادت آقامون امام هشتم ، امام رضا ، امام رئوف و مهربانم تسلیت


آقا جون حاجت همه رو بده " الهی آمین "

نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی۱۳۹۲ساعت 13:10 توسط عشـــق و زنـدگــی|


حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد

بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنی

بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی؛ وقتی همه چیز یخ می زند …

سلام ، اولین روز زمستانی دوستانم بخیر و شادی

غیبتم طولانی شد شرمنده مشکلی پیش اومده بود به لطف الهی حل شد

از همه ی دوستانی که نگرانم شدن و تو این مدت با نظراتشون تنهام نذاشتن واقعا"ممنونم

نبودم که به همه تون شب یلدارو تبریک بگم ... ولی الان با تاخیر بهتون تبریک میگم

و امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه ...

از طرفی هم اربعین اباعبدالله حسین رو به همه تون تسلیت عرض میکنم

و التماس دعا دارم عزاداریاتون قبول حق انشالله



نوشته شده در یکشنبه ۱ دی۱۳۹۲ساعت 19:19 توسط عشـــق و زنـدگــی|


آخرين مطالب
» مهربان تر از خودت با دیگران باش ...
» زندگــــــی
» کمترین فاصــــله ...
» گـــاهـــــی ...
» تـاوان ...
» متن های زندگـــی
» شهادت امام رضــــا تسلیــت
» با تاخیر اومـــدم ...
» به آرامیــــــ آغاز به مردن می کنیــــ ...
» ســــاده گویــــم ...


Design By : Pichak